این اصطلاح (مفهوم بیثباتی ازدواج) برای مشخص کردن گرایش یک زوج به انحلال ازدواج دلالت دارد.
بیثباتی ازدواج در این تعریف دربرگیرنده سه حالت است که عبارتاند از:
۱- یک وضعیت عاطفی (من چه احساسی درباره ازدواجم دارم).
۲- نگرانیهای شناختی رابطه (من چه فکری درباره چگونگی نتیجه احساسم میکنم یا پشت احساس من چه فکری وجود دارد؟).
۳- اعمال معین (من واقعاً درنتیجه احساسم و افکار متعاقب آن دست به چه اعمالی میزنم؟) (وایت، لوو و لوین، ۲۰۰۹).
در تعریفی دیگر، مفهوم بیثباتی ازدواج بهعنوان گرایش زوج به طلاق اشاره دارد که این موضوع شامل دو حالت است:
۱- حالت شناختی (فکر کردن درباره این موضوع که آیا ازدواجشان در وضعیت دشواری قرار دارد یا فکر به وقوع پیوستن طلاق)
۲- حالت رفتاری (عملی که فرد درنتیجه احساسش و یا گفتگو با همسرش درباره طلاق انجام میدهد).
درواقع بیثباتی ازدواج زمانی مطرح است که یک عضو از زوج یا هر دو عضو زوج، درباره طلاق یا جدایی میاندیشند و یا اعمالی را انجام میدهند که به پایان رساندن ازدواج، گرایش دارد (بوث و ادوارز، ۱۹۸۵؛ بروان و همکاران، ۲۰۰۶).